حمله ی ناآگاهان به اسلام

حمله ی ناآگاهان به اسلام

« بسم الله الرحمن الرحیم »

سلام و درود بر پیامبر و بر آلش.در دنیای امروز ، بسیاری از بی خردان خردمند نما در مقابل هر چیزی از جمله حق اگر نتوانند ایستادگی کنند و اگر نتوانند در مقابل منطق حق بایستند لاجرم بخیال خام خود دست به استهزا و به مسخره کشیدن آن چیز گرچه حق بودنش مانند خورشیدی بر سینه ی آسمان می درخشد،می کنند و سعی دارند خورشید تابناک را با تکه ابر ناچیزی پنهان کنند!وه که چه بی خردانه و چه بی کاره اند!

بی خردانی که با اسم و نام حقوق بشر،جهانیان را در سراسر گیتی به قتل و غارت می کشند و استهزا به حق و حقیقت را با نام حقوق بشر انجام میدهند !

آیا این بی خردان از حقوق بشر کلمه ای میدانند ؟آیا اینها از منطق و از آزادی فکر چیزی می دانند؟ آیا اینان از حق چیزی می داننند که آنرا به خیال خود با کاریکاتوری ویا با فیلم خودساخته ، یا با نوشته ای می خواهند از همگان پوشیده سازند؟

همانا که این بی خردی محکوم به شکست و بی آبرویی بانبان این بی خردی است.آیا در قرن بیست و یکم که همه از صنعتی شدن و متفکر شدن دم میزنند آیا به فکر هیچ کسی میرسد که بخواهد حق و حقیقت را با مسخره کردن کتمان کنند؟ آیا به فکر هیچ نادانی می رسد که بخواهد با پاک کردن صورت مسئله به فکر خود مسئله را حل کند؟

مسلماً این کار نشان دیگری برای اثبات حق است چرا که آخرین کار ظالم در مقابل حق مسخره کردن آن است چرا که از دست بی منطق هیچ کاری جز همین سیاه بازی ها برنمی آید!

اگر آدمی منصفانه به اعمال این افراد بنگرد به نادانی و کم فهمی آنها خواسته و نا خواسته پی خواهد برد.اگر حقیقت اسلام و قرآن و پیامبر(ص) با مسخره کردن از بین می رفت مطمئناً که هم اکنون بدست ما نمی رسید .این افراد اگر اساس و پایه اسلام را بدون هیچ پیش فرضی بشناسند بی شک از کرده ی خود به خنده خواهند افتاد.اگر در گذشته عرب جاهلی که از هیچ چیز خبر نداشت ،پیامبر را مسخره میکرد هم اکنون نیز کاریکاتوریستی جاه طلب و یا نوسنده ی مزدوری همچون سلمان رشدی و حامیان آنها به فکر عرب جاهلی چندین قرن پیش افتاده اند و فکر جاهل چندین هزار ساله ی پیش آنها را به آن کشانده که با این چنین بی کارگی به اصطلاح دل خود را خنک کنند!

آیا واقعاً جای و زمان این نیست که بجای اینکه بی هیچ شناختی به مسخره کردن بپردازیم،بجایش اندکی وقت و فکر خود را درباره ی شناخت ادیان و به خصوص اسلام بگذاریم؟

چرا سیاستمداران امروزی باید هم چون جاهلان فرن ها پیش بیاندیشند؟چرا این افراد می خواهند برای حفظ منافع خود حق را نگویند؟و چرا انسان نباید به کرده ی خود بیاندیشد؟

اگر این افراد مدعی این بشوند که ما اسلام را می شناسیم و با مفاهیم آن آشناییم،باید بگوییم که کدام مفهوم و هدف اسلامی شما را بر آن داشت که به مسخره کردن آن بپردازید؟چرا مسلمان شدن جهانیان را علیه خود می دانید؟چون مسلمان با زور و ظلم مخالف است؟چون مسلمان جلوی کثافت کاری های شما می ایستد؟

من به این افراد در 2 بخش جواب میدهم:

1-اگر جنگ و ستیزه بد است پس چرا بودجه ی هنگفتی از بودجه ی کشورتان صرف جنگ در عراق و سایر مناطق میگردد .آیا جنگ برای شما خوب است و برای بقیه بد!!!

یا به عبارت بهتر چون منافع شما را تأمین میکند پس خوب است ولی  اگر منافعتان را تأمین نکند بد است!!!!

البته من دوست دار جنگ نیستم ولی این افراد که کبّاده ی حقوق بشر را می کشند پس چرا خودشان حقوق بشر را نقض میکنند ؟اگر انان از حقوق بشر چیزی میدانند که نمی دانند پس در وجود بی وجود آنان حتما اشکالی است که انچه را که خود قبول دارند را خودشان دارند نقض می کنند!!!

2- در کدام قسمت  از احکام اسلامی حکم به جنگ نا حق داده شده است؟

آیا این اسلام و قرآن نیست که می گوید:«المُلک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظّلم» (۱) یا «انما المومنون اخوة»(۲) یا« المومن اخو المؤمن ، کالجسد الواحد ، اذا اشتکی شیئا منه وجد الم ذلک فی سائر جسده ، و ارواحهما من روح واحدة : مومن برادر مومن است، و همگی به منزله ی اعضای یک پیکرند ، که اگر عضوی از آن به درد آید ، دیگر عضوها را قرار نمی ماند ،و ارواح همگی آنها از روح واحدی گرفته شده است.»(۳)

بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز ِ یک گوهر  

            چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار(۴)                      

و هزاران آیه و حدیث دیگر همچون آیه ی 8و9 سوره ی حجرات :« و إن طایفتان من المومنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما ...»(۵)که مسلمانان را امر به صلح و دوستی داده و آیا این اسلام و تعلیمات روشنی بخش آن نیست که در 1400 سال قبل مسلمانان را نه تنها از جنگ و ستیزه برحذر داشته بلکه دستور داده که در هنگام جنگ و ستیز دیگران نیز صلح و آشتی را در میان آنها برقرار کند .

مگر همین اسلام نیست که با قرار دادن چهار ماه حرام افراد را از جنگ باز داشته است.(۶)

و اگر غربی و مخصوصاً ارباب کلیسا برای دور ساختن مردم دنیا از اسلام مرتب میگوید که اسلام به زور شمشیر در دنیا پیش رفته است ،اسلام دین جنگ است و... بنده مثال می زنم در کشور هایی مانند اندونزی و مناطق شبیه آن که بزرگترین کشور اسلامی است،پای یک سرباز مسلمان هم به آنجا نرسیده است.اسلام بکمک معارف غنی در جهان پیش رفته است و اگر امروز برخی بنام اسلام نظیر وهابی ها چهره ی خشنی از اسلام را در جهان نمایان می کنند دلیلش این است که آنها معارف واقعی و غنی اسلام را رها کرده و اعمال خود را با نام اسلام انجام می دهند مثلا در افغانستان کنونی که وهابیون نیز با هم در جنگ و ستیزه اند اگر طرفدار اسلام بودند به امر آیه ی  217مبارکه ی بقره و روایت وارده از طرف پیامبر باید در ماههای حرام آتش بس می دادند ولی در این چند سال جنگ در افغانستان در کدام سال حرمت ماههای حرام را نگه داشته اند.که در چند سال پیش شنیده شد که رییس این فرقه  منحرف گفته بود که ترورها در ماه رمضان بیشتر خواهد شد!!! 

من در آخر می گویم برای شناخت اسلام باید به خود اسلام مراجعه کرد نه به اعمال برخی از افراد مسلمان نما.

 

                                 « والسّلام علی من اتّبع الهدی»

 

خداوند همگان را هدایت کند و نور اسلام وهدایت علی الله را در همه ی قلوب وارد سازد./.

                                                         منتظر نظراتتان هستیم.



(۱)حکومت با کفر پایدار می ماند ولی با ظلم نه.

(۲) مومنان برادران یکدیگرند.(10 /حجرات)

(۳) حدیثی از امام صادق علیه السلام منقول در تفسیر نمونه جلد 22 در حدود صفحات 169/ذیل آیه ی نه و ده  سوره ی حجرات (9و10 / حجرات )

 (۴)این شعر که از حدیثی منقول از امام صادق گرته شده است سر در سازمان حقوق بشر می باشد. 

 (۵) و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند البته شما مومنان بین آنها صلح برقرار دارید و اگر یک قوم بر دیگری ظلم کرد با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا بازآید(و ترک ظلم کند)پس هرگاه به حکم حق برگشت با حفظ عدالت میان آنها را صلح دهید و همیشه (با هم دوست و دشمنی)عدالت کنید که خدا بسیار اهل عدل و داد را دوست می دارد.9/حجرات

(۶) لازم به توضیح است که مسلمان در این ماه ها باید از جنگ کردن خودداری کنند و آتش بس بدهند.(ماههای ذی القعده و ذی الحجه و محرم و رجب)

حجاب در ادیان دیگر

حجاب در ادیان دیگر
ادامه نوشته

شفاعت از دیدگاه شهید مطهری

شفاعت از دیدگاه شهید مطهری
ادامه نوشته

راهکارهای عملی برای ترک استمنا

راهکارهای عملی برای ترک استمنا
ادامه نوشته